اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1469

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

الباب السادس و الاربعون قولهم فى الغلبة « الغلبة حال تبدو للعبد لا يمكنه معها ملاحظة السبب و لا مراعاة الادب » الفاظى كه در ميان اين طايفه مصطلح است از آن يك لفظ است كه گويند فلان مغلوب است ؛ و اين را در كتاب خداى اصلى است ، چنان كه رب العزة گفت : وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ . و چون غالب درست شد مغلوب نيز درست باشد . از بهر آنكه غالب بىمغلوب روا نباشد و مغلوب بىغالب روا نباشد . چنان كه فاعل و مفعول و غالب و مغلوب و آنچه بدين ماند . اكنون تفسير مىكند كه معنى غلبه چيست . گفت : غلبه حالى باشد كه در بنده پديد آيد كه بنده در آن حال اسباب نتواند ديدن و ادب نتواند نگاه داشتن . يعنى از جلال حق يا از عظمت حق در او هيبتى پديد آيد كه دوزخ كه سبب بلا است در آن ساعت از سر او ساقط گردد ؛ يا از كرم حق و از فضل او او را چيزى پديد آيد كه همه نعمتها از او ساقط گردد ، از بهر آنكه هيچ بلا و هيچ عذاب در جنب فراق حق بقا نيابد ، و هيچ نعمت در جنب وصال پروردگار بقا نيابد ؛ و اين در عرف ميان خلق موجود است كه كسى را دوست دارد .